در بزرگداشت چهاردهم امرداد ماه، صدمین سالروز قیام مشروطیت

14 امرداد روز پیروزی یک ملت دلیر،  روز شکست قید و بندها،  شکست حصارها

روز حلول آزادی،  تعقل و عدالت

در 1285 خورشیدی اتفاق افتاد،  به وقتی که شاه قاجار با فشار روزافزون ملت فرمان بزرگ را صادر کرد.  فرمان،  فرمان مشروطیت بود و درمعنا تولد تازه ی یک ملت،  ملتی که در قیام خودخواسته اش به پیروزی میرسید و در راه این قیام مردانه چه بهاء سنگینی پرداخته بود:

از خـون جوانــان وطـن لالــه  دمــیده                در ماتـم سـر وقـدشـــان،  سروهــا خمیـده

در سایه گل،  بلبل از این غصه خزیده              که گل نیز چو من،  در غمشان جامه دریده

میگویند که انقلاب ها با خون میآیند و خونبار هستند پس که از برای باروری این نهال تازه،  این روح تازه و زندگی تازه نیز خونها تقدیم شد هرچند که درمقام مقایسه با دیگر انقلاب های مشابه کمتر بوده باشد چرا که ملتی یکپارچه،  سر درپی این قیام داشت،  ملتی که میخواست آزاد شود،  آزاد باشد و به آزادگی سر کند.

در مسیر پر از عظمت و پر از شکوه قیام ازبرای مشروطیت،  بزرگان میهن پرست رفتند:  احمد کسروی بزرگ رفت،  صوراسرافیل رفت و درپی آنها دیگر بزرگان اهل علم و قلم  آبیاری نهال را ادامه دادند،  دهخدا ماند و عشقی و بهار و عارف ها.

و از رزمندگان راه قیام،  فاتحان تهران!  آنان که مشتاق و سینه چاک دور از هرگونه خوف و هراس و به آرزوی شهادت طلبی در راه قیام، در راه آزادی میهنف  دروازه های تهران پایتخت را گشودند،  نوای پر از شکوه سم ستوران این سلحشوران راستین برگهای زرین دیگری از قیام بزرگ مشروطه را به نگارش آوردند.  دلاوران امیرخیز تبریز ستارخان و باقرخان بزرگ،  سردار بزرگ بختیار،  اسعد بختیاری  و آن دیگر بزرگمرد علیقی خان بختیاری،  یپرم خان ارمنی و پس از آن میرزا کوچک خان گیلک،  همه و همه سهیم در پیروزی بزرگ بودند.

سردرب مجلس بزرگ مردمی را عدل مظفر درمیان دو شیر شمشیر بدست قرار داردن هرچند که این سردرب مقدس وسیله کلنل لیاخوف روسی و عوامل استبداد قزاق وابسته به بیگانه به توپ بسته شود که با این وجود قیام ماند و قیام پابرجا،  تناور،  رشید و سبز و پربار ماند،  که قیام در ابتدای کار همان نهال تازه رس نوپای نوباوه بود.

از خون جوانان وطن لاله دمیده                      در ماتم سر و قدشان،  سروها خمیده

و آفتاب از راه رسیده بود،  آفتاب درخشان رهائی،  آزادی و آزادگی،  پایه های استوار یک حکومت ملی،  حکومت مشروطه راستین که با همت سیاست پیشه گان عاشق بر وطن پای میگرفت،  مشیرالدوله ها،  سیدضیاء طباطبائی ها،  قوام السلطنه ها،  فروغی ها و هرچه آزادمنش در آن دوران میداشتیم.

یک حکومت براسا تعقل ها،  آزادی ها و عدالت های اجتماعی.

یک حکومت بر بنیان اندیشه های نو،  تساوی حقوق مردمی و حکومتی از نوع مردم بر مردم.

سالروز پر از شکوه پیروزی مشروطیت راف  این حماسه بی همتای زائیده و نشأت گرفته، از قیام مردمی بسختی دربند را،  که پس از قرنها و قرون متمادی حصارها را شکستند و از قید و بند دیو استبداد و دیکتاتوری به پناه مشروطیت و عدالت و حکومت مجلس ملی آمدندد،  گرامی میداریم و یاد آن بزرگمردان جان فدا کرده در رهگذر مقدس را پاس خواهیم داشت و درهمین راستا درودی بیکران بر کران کران عطمت روح آخرین نخست وزیر دوران مشروطه باد که چه شجاعانه و چه بیباکانه در اوج عشق بزرگش به میهن عزیز قبول مسئولیت کرد و سرانجام نیز در راه هدف مقدسش جان باخت.

نامش،  نام گرامش شاهپور بختیار بود که تا ایران هست و ایرانی در کارف  او را با خطوطی زرین در تاریخ معاصر ایران زمین یاد خواهند کرد.

فرستادگانی از جانب ملایان ددمنش دستاربند او را سبعانه دریدند و در تنهائی و مظلومیت و بیکسی جانش را گرفتند.

شاد باشد روان پرشکوهش

سازمان میهن پرستان کیان ایران

سرهنگ کیومرث فرهومند